این همه کوچه و خیابان…

طاهره گلک

این همه کوچه و خیابان…
برای ما که ملک و املاک نداریم
لااقل یکی از این کوچه های باریکِ قدیمی بدهید
دیوارهایش کاهگلی باشد…
سرشانه هایش پیچ امین الدوله ریخته باشد…
اسمش را بگذاریم” کوچه ی دلبرانه”
باران که زد
پناه ببریم آنجا
تکیه کنیم به دیوار و همایون جان شجریان زمزمه کنیم:
آهای خبردار…

عاشق نشدن در چنین شرایطی از محالات است
وای که چه ناب میشود
گفت و شنود عاشقانه
در کوچه ی “دلبرانه”

در دست‌هايم

علی شمس

 

مثل تو مثل یه كفتر
مثل من مثل یه كودك
مثل من مثل یه شاخه
مثل تو مثل یه پوپك
مث ابریشم تاریک این شبراهه ی خاموش
که گر می گیره از خودسوزی شاداب یک آواز
مث آینه ی بی نبض این تالاب زنبق پوش
که تن واکرده زیر بارش رگبار موج انداز

مث پروانه ای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت