یادت نرود…

ريحانه معتمدي

هر وقت به لنز دوربین خیره میشوی
یادت نرود لبخند بزنی.
سالها بعد که میان خستگی های روزمره ات یک روز عصر خودت را به یک استکان چای خوش عطر دعوت کردی و شروع کردی به ورق زدن عکس ها،به خاطرت نمی آید لبخندت واقعی بود یا صرفا خواسته بودی عکس بهترشود. همین لبخند بلاتکلیف شاید بتواند چایی آن روز عصرت را بدون قند شیرین کند و به خودت بگویی بفرمایید چایی قند پهلو با لبخند!

کشتی تنهایی

الهام پوريونس

.
وقتی کنار پنجره می ایستی
و به دوردست های غروب چشم می دوزی
تو در اتاقت
ناخدای همه ی کشتی ها می شوی.
.
در گرگ و میش غروب
تو با کشتی ات
مرا به سفرهای بی کران می بری،
اما امروز
دیگر این کشتی لنگر انداخته
نشسته است به گل.
اکنون
در اعماق این اقیانوس
در غریق خاطره ها
دیگر کشتی را به تنهایی می رانم
بی ناخدایی که تو باشی
.
.
#یانیس_ریتسوس

انار دل

نازي تارقلي زاده

‍ لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد
گل داد… سرخ سرخ
گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت

دانه ها عاشق بودند
دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بود…دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت

خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد

عرفان نظرآهاری

آیینه‌ها از انعکاس نام تو می‌خندند…

عکس از: علیرضا

 

نام تو
رازی نوشته بر پر پروانه‌هاست
گل‌ها همه به نام تو مشهورند

آیینه‌ها
از انعکاس نام تو می‌خندند
در کوچه‌های خاطره باران
وقتی که خوشه‌های اقاقی
از نرده‌های حوصله‌ی دیوار
سر ریز می‌کنند
و در مشام باد
عطر بنفش نام تو می‌پیچد

نام‌ات
طِلسمِ به اسمِ اقاقی‌ها است…

#قیصر_امین‌پور

امروز خسته‌ام

ريحانه معتمدي

 

امروز خسته ام
امروز…
كلامى عاشقانه بر زبانم جاری نيست
امروز…
چون یك تخت چوبى
از خواب برخاسته ام
فکر نمى كنم
بتوانم دوستت نداشته باشم

و ساعتها و ساعتهای متوالى بنوشم
وتورا فراموش كنم
امروز تنها مى توانم
اندكى بميرم
آنقدر كه سرانجام
تنها
مجسمه ای سرد باشم.

#هرمان_دکونینک

بیدار كه می‌شوی

ريحانه معتمدي

بیدار كه می شوی
خورشید برای طلوع،
آواره‌ی پلک هايت می شود؛
گنجشک ها
سمفونی صبح بخير می نوازند؛
بیدار كه می شوی
گلهای اسيرِ گلدان هم لبخند می زنند؛
عطر عشق
فضای خانه را سرشار می کند
و من به این فکر می كنم
كه امروز از همیشه شاعر ترم…!

#محمد_شیرین_زاده