یگانه قدیریان

و من شاعرانه جانانه مخلصانه
راه در امتداد غروب آمدنت را
پنجره مست از نسیم عطر تنت را
کاشیان میزبان هر قدمت را
دعوت به نگاه منتظرم کردم
غافل بودم زانکه
راه ها همه مست پنجره ها همه مست
و کاشی ها ترک خورده شکسته رنگها داده از دست …
امان که دردِ فراقت چقدر مسری اَست

#ف_پرواز